خدايی اين سيستم کلاس زبانی که می رم خيلی جالبه. واقعا خلاقيت تدريس در اون به چشم می خوره. من که وقتی جمعه ها 6 ساعت می رم کلاس زبان اصلا خسته نمی شم چون همش بازی و شادی است! استاد ترم قبل و اين ترم زبان هر دو بسيار سختگيرند اما يه جورایی خوبه!! من دنبال اين هستم که ببينم دوره های مدرسی که اينها ديده اند چی بوده چون بچه های باسابقه تر از من در مؤسسه می گن تازه استادهای بهتر از اينها هم هستند. البته کلا در بین موسسات مشهوری که تا حالا کلاس رفتم اين واقعا منظم تره و جذاب تر. البته يه کم هم گران تر!
بگذارید چند نمونه از روشهای تدريس را بگم: ما هر ترم يک کتاب تکست اينترچنج و يک کتاب داستان و 10 درس از vocabulary in use به انضمام دو جلسه نمايش فيلم داريم. امروز روش استادمون در استوری بوک خيلی جالب بود. ما دو چپترش را خوانده بوديم. گروههای 4 نفری نشستيم و شروع کرديم به نوشتن خلاصه داستان روی يک برگه، با صدای موزيک کارمان را شروع و با قطع آن، برگه را به گروه مجاور می داديم و از گروه سمت ديگر، برگشون را می گرفتيم و ادامه نوشته های اونها را می داديم و مجددا اين کار تکرار می شد. در نهايت برگه خودمان بهد از چهار گردش بهمون رسيد و ختمش کرديم. می دونيد اين روش چقدر مزيت داره؟ البته دارم فکر می کنم که در رياضی و علوم تربيتی و به خصوص کلاس درس خودم چطور قابل اجراست؟
برای خواندن دايلوگها کلاس را نصف می کنند و ما به همراه 7 نفر ديگه می شيم يک صدا و اين خيلی مزيت دارد چون موقع خواندن با هم و با يک صدا، اشکالات رفع می شود و گروه بعد که نصف ديگر کلاس هستند جواب می دهند. اين از دايلوگ انفرادی خيلی بهتر است. همچنين رايتينگهای جذاب و خلاقانه و لکچرهايی با موضوع جالبی برامون می گذارن. البته استاد ترم قبل يک کار جالب هم انجام داده بود که اجازه صحبت حتی يک لغت فارسی را به ما نمی داد و الان من عادتم شده. اين اتفاق جالب امروز هم نتيجه اونه: از موسسه که اومدم از اونجايی که تعداد اتوبوسهای بليطی شهرمان بسيار انگشت شمار است بليط نداشتم و شانس يک اتوبوس بليطی اومد، تصور کنيد به راننده چه گفتم؟؟؟!
Sorry, I do not have ticket!
ببينيد اثر آموزش به اين ميگن!!! راستش ترغيب شدم به دکتر فتحی پيشنهاد بدهم همه گفتگوهامون انگليسی باشه!!!!! من فکر می کنم مکالمه تخصصی بهتر بتونه وضع زبانم را بهبود بده. ولی راستش می ترسم بگم و ايشون فکر کنه که من ديگه الان فوووووووول و بعد ببينه چه وضعی دارم!!! اما واقعا شايد به زودی بهشون بگم. مسلما ايشون استقبال ميکنه چون برای خودشون هم خوبه که انگليسی يادشون نره!!! خدايی اين سفر آلمان به من درسهای بزرگی داد که يکيش همين انگيزه برای يادگيری زبان.


